گروه های گوگل اشتراك در انجمن ميراث داران كوروش
نشانی پست الکترونیک :
به انجمن دوستداران فرهنگ و تمدن ايران بپيونيد   ورود اعضا 

براي مطالعه بيشتر  اينجا را كليك كنيد

مقايسه واقعيات تاريخي نبرد ترموپيل و روايت هاليوودي از اين واقعه در فيلم 300

 

 

 

 ايرانيان در فيلم 300 كه همچون غولهايي افسانه اي تصوير شده اند

 

 

 

 

 

 

 

تصوير آتني ها در فيلم 300 كه چون قديسان در برابر اهريمنان نابود شدند 

 

 

 

 

نبرد گردنه ترموپيل به روايت هاليوود

 

 

 

 

داستان فيلم، جنگ ايران و يونان در ميدان جنگ ترموپيل (گردنه معروفي در يونان، بين کوه اويته و خليج ماليک) است. جايي که پادشاه اسپارتي يعني لئونيداس ارتش 300 نفري خود را عليه ارتش عظيم ايرانيان تجهيز کرد تا مقابل سپاه خشايارشا ايستادگي کنند اما گوژپشتي دروازه هاي شهر را به روي لشگر ايران باز مي کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، اين 300 اسپارتي توانستند جلوي لشگر عظيم خشايار شاه به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همين دفاع سه روزه باعث اتحاد يونانيان عليه ايرانيان و همين آغازي شد براي دموکراسي يونان و در نهايت شکست خشاريارشا در نبردهاي بعدي. (چيزي شبيه شکست آلمان در استالينگراد و کسب روحيه متفقين).
"
هرودوت" درکتاب 9 جلدي خود به نام "جنگ پارسي ها" جزئيات جنگ هاي ايرانيان از آغاز کار تا پايان لشکرکشي خشايارشا به يونان را شرح داده است.
مي گويند علم تاريخ با هرودوت و همين کتاب آغاز شد با اين حال، تاريخدانان جديد بسياري از ارقام ذکر شده در کتاب هاي هرودوت را اغراق آميز مي دانند اما فيلم 300 پايه هاي داستانش را بر همين روايات بنا مي کند.
اين فيلم ايران را نماد ديکتاتوري و يونان را نماد دموکراسي تصوير مي کند. به زباني ساده تر داستان بر محور نبرد دائمي خير و شر مي چرخد. در حالي که وقتي به فرمان کوروش برده داري در امپراتوري پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در يونان باستان برده داري به شکل گسترده اي رواج داشت و زنان و برده ها شهروند درجه دو محسوب مي شدند
شيوه فيلم سازي کامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنه هاي مجازي نقش آفريني مي کنند. موسيقي جذاب و ترکيب مناسب با صحنه هاي کامپيوتري نبرد باعث شده تصاوير تابلوهاي نقاشي به نظر برسند که فروش فوق العاده اي را براي سازندگانش پيش بيني شود. فيلمي که روي افکار عمومي دنيا تاثير زيادي خواهد گذاشت.
در اين فيلم که قرار است 9 مارس اکران شود، بازيگراني چون "جرارد باتلر"، "لنا هيدي"، "مايکل فسنبدر"، "وينسنت ريگان" و "دومنيک وست" ايفاي نقش مي کنند.
فيلم "300" به تهيه کنندگي "فرانک ميلر"، "دبوراه اسنايدر" و "کرايج.جي.فلورس" به کارگرداني "زاک سنايدر" ساخته شده است.
در توضيح اين فيلم در ياهو مي خوانيد که اين نبرد سرآغاز دموکراسي در جهان بوده است!

 


 

خشايار شا  و جنگ ترموپيل به روايت تاريخ

 


 

داریوش پسران بسیاری داشت که بزرگترین آنها آرتابرزن بود که از دختر گئوبرو، همسر نخست داریوش بود، ولی خشایارشا را که بزرگترین فرزند آتوسا دختر کورش بود به جانشینی برگزید. خشایارشا در نبشته ای از تخت جمشید پس از ستایش از اهورامزدا و شناسایی خود، می گوید:" پدر من داریوش بود. پدر داریوش گشتاسپ بود؛ پدر گشتاسپ، آرشام بود. هم گشتاسپ و هم آرشام زنده بودند که پدر من به خواست اهورامزدا شاه شد. هنگامی که داریوش شاه شد کارهای نیک بسیار کرد. داریوش پسران دیگری داشت، به خواست اهورامزدا مرا مهست آنها نهاد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت رفت، من بر گاه(تخت) پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم، کارهای نیک بسیار کردم. آنچه پدرم کرد و نیز آن چه من کردم، چیزهای دیگر را من افزودم و آنچه من و پدرم کردیم همه به خواست اهورامزدا بود" پس از خاکسپاری، تاجگذاری انجام می شد. تنها نوشته ای که ازآیین تاجگذاری برجای مانده نوشته ی پلوتارک درباره ی برتخت نشستن اردشیر دوم است، وی می گویید آیین تاجگذاری از سوی مغان در پاسارگاد انجام می شد که درآن جانشین بایستی جامه ی خود را درآورد و جامه ای را که کورش پیش از شاهی بر تن می کرد بپوشد که با این کار پیوستگی دودمانی گرامی داشته می شد. شاه برای نمایاندن نشستن برتخت باج هایی که به روزگار شاهنشاه پیش بود می بخشید. خشایارشا در 35 یا 36 سالگی به شاهنشاهی رسید. همسر وی هماچهر(شاید هم هماشهر؛ در نوشته های ایرانی در روزگار کیانیان از زنی به نام همای چهرزاد یادشده) نام داشت که دختر هوتن یکی از یاران داریوش بود. مادر هماچهر خواهر داریوش بود. خشایارشا در زمستان شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش، هخامنش را به جای" فرداد" که چنین برمی آید که در شورش کشته شده باشد به شهربانی مصر گماشت. خشایارشا در یونان خشایارشا برای دیدار از کشورهای خوربری شاهنشاهی خود و همچنین برای گوشمالی آتنی ها راهی آسیای کوچک شد. داستان آمدن خشایارشا به آتن را داستان پردازان یونانی برای بزرگ کردن یونان چنان نوشته اند که گویا خشایارشا دست به بسیج بزرگی زده است. واقعیت آن است که خشایارشا که برای بازدید کشورهای شاهنشاهی آمده بود تنها لشکری که همراه خود آورده بود لشکر ده هزار تنی جاویدان بود. خشایارشا در بازدید از کشورهای آسیای کهتر شمار اندکی از سربازان پادگان های این کشورها را با خود همراه کرد تا آنکه هنگامی که به اروپا پاگذاشت شاید ارتش وی به پنجاه هزار تن رسیده باشد که این خود برای گوشمالی آتنی ها بزرگ می نموده است هرچند که ممکن بود کشورهای دیگر یونانی نیز به کمک آتن بشتابند، حال آنکه بیشتر کشورهای یونانی فرمانبرداری خود را از شاه بزرگ اعلام کردند. پس از گذراندن زمستان در سارد خشایارشا در آغاز سال 79 هخامنشی(480 پیش از میلاد مسیح) به سوی یونان روانه شد. ارتش ایران را نیروی دریایی پشتیبانی می کرد. آتنی ها نیز دارای ناوگانی نیرومند بودند که می توانست با نیروی دریایی ایران به جنگ بپردازد. خشایارشا بی برخورد با پایداری به سوی آتن در یونان پیش رفت تا به تنگه ترموپیل رسید که درآنجا به جهت تنگی بیش از اندازه، یونانی ها(اسپارتی ها به فرماندهی شاهشان لئونیداس) راه را بر ارتش ایران بستند. سوران ارتش به شناسایی منطقه پرداخته، میانبری که از پشت تنگه در می آمد را یافتند. پس از آن بسیاری از یونانیان از ترموپیل گریختند و تنها اسپارتیان در تنگه ماندند و همه در جنگ کشته شدند. پس از گذر از ترموپیل راه آتن به روی ارتش ایران باز شد، هنگامی که خشایار شاه از مقدونیه به آتن درآمد بسیاری از مردم آن، از شهر کوچ کرده بودند گروهی بر این باورند که خشایارشاه در آتن به تلافی آتش سوزی سارد بخشی از شهر را آتش زد. از این پس سیر روی دادها دارای پیچیدگی بسیاری است چراکه نمی توان حقیقت را از ژرفای نوشته های یونانیان بدست آورد. آنچه می توان گفت این است که آتنیان که نمی توانستند در خشکی به برابر ارتش ایران درآیند، با نیروی دریایی ایران درنزدیکی سالامین، که از روی تنگی نیروی ایران نمی توانست کشتی های بسیاری را به جنگ درآورد درگیر شدند، چون این برخورد نتیجه ای در برنداشت، تیمیستوکل رهبر آتن به همراه گروهی به نزد خشایارشا رفتند، که در طی آن توانستند که خودمختاری آتن را بدست آورند. خشایار شاه پس از آن به آسیا بازگشت. تیمستوکل تا پایان شاهنشاهی خشایار شاه رهبر آتن بود ولی پس از آن مردم بر او شوریدند و وی از راه مقدونیه به دربار ایران پناه برد. دیون خرسوستومس نوشته است( کتاب 11، بند 149) : " خشایار شاه در لشکرکشی به یونان در ترموپیل بر اسپارتیان پیروز گشت و شاه لئونیداس رادر آنجا بکشت. سپس آتن را ویران کرد ...پس از این پیروزیها برای یونانیان باج گذارد و راه اسیا را در پیش گرفت . " در فهرست سرزمینی نبشته ی دیوها که به زمانی پس از نبرد یونان تعلق دارد، نام یونانی های نزدیک دریا( کوچ نشینان یونانی آسیای کوچک)، یونانی های فرای دریا(یونانی های سرزمین اصلی) و اسکودرا( مقدونیه و تراکیا) آمده است. نوشته ای از توسیدید یادآور می شود که سرپرستی نیروهای اسپارت و آتن و همگنانشان پس از بازگشت خشایار شاه به آسیا به دست یک کارگزار یونانی به نام پاوسانیاس بود که جامه ی ارتش ایران را می پوشید و زیر دست افسر ایرانی به نام ارتاباذ کار می کرد.

براي مطالعه بيشتر  اينجا را كليك كنيد